تبليغاتX
دانشجويان پزشكی ورودی 68 اهواز - خاطرات خیلی‌ تلخ

دانشجويان پزشكی ورودی 68 اهواز

این خاطره شاغلام از قاشق و چوب من رو یاد خاطرات خیلی‌ تلخی‌ انداخت، دو تاش بیشتر تو ذهنم مونده:

۱- بیمارستان شرکت نفت اهواز: یه پسر پنج شش ساله با شکم حاد، مثل تخته. موقع شرح حال همراهان گفتند گاو لگد زده تو شکمش. ولی‌ مادر بدبختش منو کشید کنار و آهسته تو گوشم گفت باباش لگد زده تو شکمش. من هم بهش گفتم مادر جان، واسه ما اون هم گاوه و فرقی‌ نمیکنه. به هر حال کودک معصوم رفت اتاق عمل. طحالش جرواجر بود.

۲- بیمارستان مهر اهواز: کودک دوباره پنج شش ساله و یه زخم تمیز و شارپ روی استرنوم به طول حدودا یه سانت و عمق نیم سانت. باباش گفت خورده نمیدونم به کجا، یادم نیست چه زری زد. وقتی‌ کودک معصوم رو گذشتم رو تخت که بخیه کنم زخمش رو دیدم یه وری خودش رو کج کرده و راحت نمیخوابه. پرسیدم و گفت پشتم میسوزه. وقتی‌ پشتش رو دیدم متوجه شدم یه زخم دقیقا مشابه روی اسکاپولاش هست. باباش رو کشیدم کنار و گیر بهش دادم، گفت که با سیخ زدمش. با خودم کمی‌ فکر کردم که الان وظیفهٔ من چیه واقعا؟ این بچه امنیت نداره ولی‌ کی‌ تو اون شهر شیر تو شیر به حرف من گوش میده؟ ۱۱۰؟ دادگاه؟ قاضی؟ قانون؟ همه میگند باباشه تنبیهش کرده...

اینجا تو کانادا یکی‌ از بزرگ‌ترین جرم‌های متصور آزار کودک و غفلت از کودک است. هر دو جرم است و منجر به از دست دادن حق حضانت میشود، شوخی‌ هم ندارند. بچت رو میگیرند و دستت به هیچ کجا هم بند نیست. مثلا اینجا شما حق نداری بچت رو تا سن ۱۲ سالگی در صندلی‌ جلوی ماشین بشونی (مقایسه کنید با عقب وانت). اگر این کار رو کردی به جرم تلاش برای قتل کودک در همونجا با دستبند و تو سری میبرندت و از همون شب دیگه بچت رو نمیبینی. اگه بچت رو تا ۱۲ سالگی تو خونه تنها بگذاری همون حکم رو داره. اگه فیزیکی‌ به بچه تعرض کنی‌ که دیگه خدا کمکت کنه. بهترین وکلا هم دیگه از پس پروندت بر نمیان و بچه بای بای... اینجا بچه حکم جواهر رو داره (شما راجع به بچهٔ خودتون همین حس رو ندارید؟) و آیندهٔ کانادا رو در این بچه‌ها میبینند، همون چیزی که ما تو ایران زیاد شعارش رو میدیم ولی‌ بچمون رو کتک می‌زنیم، قاشق می‌کنیم تو ک...ش، عقب وانت سوارش می‌کنیم، تنهاش میگذاریم تا خودشو بسوزونه، با سیخ میزنیمش و دست آخر جامعه رو پر می‌کنیم از آدم‌هایی‌ که در کودکی اینقدر کشیده اند که یاد نگرفته اند با کودکشون چطور رفتار کنند...و این سیکل معیوب ادامه داره... حالا ببینید آینده از آن کیست؟...

اینجا تو کانادا ترتیب حق و حقوق اجتماعی اینطوره:

۱- کودکان ۲- مسن‌ها ۳- زنها ۴- حیوانات ۵- درختها و بالاخره ۶- مردها....(خوب ما هم به خاطر زن و بچمون راضیم دیگه) حالا نباید بگیم این پیشرفت نوش جونشون؟ نفت دارند؟ تاریخ دارند؟ شانس دارند؟ نه....اینها عقل، وجدان، اخلاق و همت دارند و در عوض ادعا ندارند که ما خدا رو شکر این آخری رو خیلی‌ داریم...ساده و منطقی‌ است. خیلی‌ ساده...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 20:3  توسط بهنام رحمدل  |