تبليغاتX
دانشجويان پزشكی ورودی 68 اهواز

دانشجويان پزشكی ورودی 68 اهواز

بوی جوی مولیان آید همی      یاد یار مهربان آید همی

ریگ آموی و درشتی راه او      زیر پایم پرنیان آید همی

آب جیحون از نشاط روی دوست    خنگ ما را تا میان آید همی

ای بخارا! شاد باش و دیر زی    میر زی تو شادمان آید همی

میر ماه است و بخارا آسمان    ماه سوی آسمان آید همی

میر سرو است و بخارا بوستان  سرو سوی بوستان آید همی 

 آفرین و مدح سود آید همی      گر به گنج اندر زبان آید همی

 علت سرودن این شعر را چنین نوشته‌اند که نصر بن احمد سامانی در زمستان در بخارا اقامت می‌کرد و در تابستان به سمرقند یا به شهری از شهرهای خراسان می‌رفت. در سالی که به هرات رفته بود، بهار و تابستان را در آنجا گذرانید و به جهت خوشی هوا و فراوانی نعمتها، پاییز و زمستان را نیز در آنجا ماند و بدین سان اقامت او تا چهار سال طول کشید. سران و بزرگان که از اقامت دراز و دوری از خانواده دلتنگ شده بودند نزد رودکی آمدند و از او خواستند تا کاری کند که امیر به بخارا بازگردد. رودکی این شعر را سرود و آنگاه در مجلس امیر حاضر شد و در پرده‌ی عشاق آغاز به خواندن کرد. چون به بیت «میر سرو است و بخارا …» رسید امیر چنان به هیجان آمد که بی کفش و جامه‌ی سفر بر اسب نشست و رو به بخارا نهاد و تا آنجا هیچ توقفی نکرد....

براستی، چه احساسی دارید؟!!

یاد تمامی یاران ورودی ۱۳۶۸ پزشکی دانشگاه جندی شاپور اهواز، به مناسبت بیستمین سالگرد ورود آنها به دانشکده پزشکی گرامی باد.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 15:3  توسط پيمان رحماني  | 

..."اُدسيا" مرکز طبي يونانيان در دوران باستان بود و انديشمندان مکتب "افلاطونيان جديد-Neoplatoniens"در اُدسيا بدليل نظرات جمهوري خواهانه افلاطوني خود، از طرف امپراتوران روم بشدت تحت فشار بودند که نهايتا" در سال 529 ميلادي از طرف امپراتور روم، مرکز طبي اُدسيا بسته ميشود و حکماي يوناني به ايران روانه ميگردند و از آنجا که خسرو اول انوشيروان ساساني طرفدار جمهوري افلاطوني بود، انديشمندان يوناني در ايران بسيار مورد توجه او قرار ميگيرند و طب يوناني بقراطي، توسط آنان در دانشگاه جنديشاپور تدريس ميگردد. در این دانشگاه، طب در ابتدا به زبان يوناني و سپس به زبان پهلوي تدريس ميشد اما داروسازي از ابتدا به زبان پارسي تدريس ميگردید.
در دانشگاه جنديشاپور علاوه بر طب، علوم حکمتي، فلسفي و رياضيات نيز تدريس ميشد. علاوه بر دانشکده پزشکي، يک بيمارستان آموزشي نيز ضميمه دانشگاه جنديشاپور بود که عده زيادي از دانشجويان پزشکي ايراني و خارجي در آنجا مشغول به آموزش طب بودند(از جمله حارث بن کلده مشهورترين طبيب عربستاني در صدر اسلام). دانشگاه جنديشاپور در زمان خسرو انوشيروان بزرگترين مرکز طبي جهان بشمار مي آمد، اما متاسفانه پس از خسرو انوشيروان ساير شاهان ساساني نتوانستند دنباله خدمات علمي وي را در اعتلاي اين دانشگاه تداوم دهند لذا بتدريج از عظمت و اقتدار جنديشاپور کاسته شد و نهايتا" پس از اسلام، بغداد مرکز خلافت خلفاي عباسي جايگزين دانشگاه جنديشاپور گرديد و بسياري از اساتيد اين دانشگاه به شهر بغداد مهاجرت کردند و نهايتا" در قرن چهارم هجري قمري ستاره اقبال شهر جنديشاپور رو به افول گذاشت.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 21:51  توسط پيمان رحماني  | 

شاپور اول ساسانی فرزند اردشیر بابکان پس از غلبه بر امپراتور روم "والریانوس"در سال ۲۶۰ میلادی و اسارت وی، اقدام به تصرف شهر انطاکیه کرده و دختر امپراتور را به زوچیت خود در میاورد و بدلیل علاقه وافری که به همسر خود داشت، شهری را همانند قسطنطنیه توسط اسرای رومی و یونانی در شمال غربی شوشتر بنام  "جندیشاپور" بنا میکند. بعد از شاپور اول، شاپور دوم این شهر را اقامتگاه سلطنتی خود قرار میدهد. در آن زمان بدلیل اختلافات شدید مذهبی بین امپراتور روم و نسطوریان، عده زیادی از دانشمندان مسیحی به ایران خصوصا" در شهر جندیشاپور پناهنده میشوند که از جمله آنها "تیادوروس" طبیب یونانی شاپور دوم بود که مورد توجه خاص پادشاه قرار میگیرد و بنا به دستور شاپور کلیسایی برای وی در شهر جندیشاپور ساخته میشود. پس از شاپور دوم، خسرو انوشیروان در ترویج علم و تاسیس "دانشگاه جندیشاپور" و رونق علمی و اقتصادی شهر اقدامات بسزایی انجام میدهد، وی با فرستادن "برزویه طبیب" به هندوستان علاوه بر آشنایی هر چه بیشتر اندیشمندان ایرانی با فرهنگ، تمدن و طب هندی،نقش بزرگی در گردآوری کتاب"کلیله و دمنه" و ورود "شطرنج" به ایران داشته است.  

مکتب طبی جندیشاپور در ابتدا طب بقراطی یونانی بوده که بتدریج طب ایرانی در آنجا جایگاه خاصی خصوصا" در داروسازی پیدا مینماید، بطوریکه اطباء ایرانی با اخذ علوم طب ملل دیگر از جمله یونانی، هندی و سریانی و تکمیل آنها توسط اکتشافات خود، "روش طبی ایرانی" را ابداع مینمایند که بر روشهای طبی یونانی و دیگر ملل آن دوران برتری داشته است.از جمله بزرگترین خاندان اطباء ایرانی در آن دوران، میتوان خاندان مسیحی "بختیشوع" را نام برد که قریب به ۳۵۰ سال تا زمان خلفای عباسی در دانشگاه جندیشاپور به تدریس طب و درمان بیماران مشغول بوده اند... 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 2:5  توسط پيمان رحماني  | 

با دیدن عکسهای دوران دانشجوییُ خاطرات زیبای آن دوران یادآوری میشود... اما همچنان جای یک عکس در بین آنها خیلی خالی است و آن عکس دسته جمعی فارغ التحصیلان پزشکی ورودی ۱۳۶۸ دانشگاه جندی شاپور اهواز است که نمیدانم به چه دلیل در آن زمان نه مراسم جشن فارغ التحصیلی برگزار شد و نه عکس یادبودی؟!!!

به امید روزی که دوباره کلیه فارغ التحصیلان پزشکی ورودی ۶۸ اهواز مجددا" در مراسمی باشکوه دور هم جمع شوند و عکس بیادماندنی بگیرند...

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 22:23  توسط پيمان رحماني  |