تبليغاتX
دانشجويان پزشكی ورودی 68 اهواز

دانشجويان پزشكی ورودی 68 اهواز

این روزها همه به فکر خانه تکانی و آماده سازی خودشان برای استقبال از نوروز ۸۸ هستند . یکی از

مراسم باستانی ایرانیان چهار شنبه سوری است . یادش بخیر خونه دانشجوئی داشتیم با دوستان

عزیزم پیمان و پیام و مازیار و سعید . نزدیک سال نو بود و ما هم از خاطرات سالهای کودکی خودمان یاد

کردیم وکلی جوگیر شدیم . نشون به اون نشون که بفکر افتادیم آتیشی بپا کنیم و به یاد سالهای خوب

کودکی شادی کنیم. خلاصه با جمع آوری چوبهای خشک و نیز هر چه دم دستمان رسید (به استثنای

لوازمات ضروری زندگی) آتیش با حالی راه انداختیم.به سیاق دوران پر نشاط کودکی و صد البته کمی

هم به سیاق دوره دانشجوئی به شادی پرداختیم و خیلی خوش گذشت. امیدوارم همه دوستان هر

جا که هستند همیشه خوش باشند و دنیا به کامشان.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 0:0  توسط حسین اسدیان  | 

السلام علیک یا ابا عبدالله(ع)

فرا رسیدن اربعین حسینی تسلیت باد.

اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 0:10  توسط حسین اسدیان  | 

 

این هفته دو بازی خوب و دیدنی فوتبال  داریم:                                                                       

بازی ایران و کره جنوبی که امیدوارم ایران با نتیجه بسیار خوبی کره را  شکست داده و در جدول

رده بندی موقعیت بهتری پیدا کند.                                                                 

 اما بازی بعدی دربی تهران بین پرسپولیس  و  استقلال  است  که پیش بینی بنده برد پرسپولیس

است.البته نظر استقلالیها درجای خود محترم بوده و میتوانند پیش بینی خود را اعلام کنند.

 یادش بخیر جام جهانی ۹۰ همراه بچه ها در اهواز بازیها را میدیدیم و چه شور وحالی داشتیم

و من طرفدار تیم آرژانتین بودم و عاشق بازی مارادونا .رجز خوانی میکردیم و کلی نظرات کارشناسی 

در مورد بازیها میدادیم .روزبه هم همیشه با هیجان خاصی بازیها را دنبال میکرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 14:53  توسط حسین اسدیان  | 

ترم اول در یکی از روزهای بارانی پس از خوردن شام توی سلف سرویس همراه مازیار رفتیم سوار اتوبوس بشیم و بریم خوابگاه. دیدیم اتوبوس میخواد راه بیفته عزم دویدن کردیم.زمین خیس بود  و لغزنده .چشمتون روز بد نبینه یک آن خودم را بین زمین و آسمان دیدم و لحظه ای بعد پخش روی زمین.سریع خودم را جمع کردم و کلی خندیدیم . پایین تنه کاملا" گلی شده بود .وای حالا با این وضعیت چطوری باید میرفتم تا خوابگاه؟! اینجا بود که مازیار نقش یک منجی تمام عیار رو بازی کرد.بله همان روز مازیار شلوار اضافی همراهش بودانگار دنیا رو بمن دادن و احساس کردم در آن لحظه مازیار را بیش از هر زمان دیگری دوست دارمسریع رفتم و شلوار عاریتی را پوشیدم و خدا را بسیار شکر کردم.مخلص آقا مازیار.
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 0:24  توسط حسین اسدیان  | 

مهر ماه ۶۸ بعد از اینکه با کلی دوندگی موفق شدیم خوابگاه بگیریم ... بهمراه مازیار و قادرو محمد ولی بدری تصمیم گرفتیم اتاق ۵۵ را تجهیز کنیم. از آنجائیکه ما دیرتر از دیگران اقدام کردیم لذا با کمبود وسایل اتاق مثل مهتابی وقفل در و ... روبرو شدیم چون هر کی زودتر رسیده بود با باز کردن لوازم سایر اتاقها بار خودش را بسته بود و صاحب امکانات شده بود.بنابراین با توجه به دوستیم با دستفان همزیستی مسالمت آمیزمان با ساکنین اتاق ۲۶ (غلامیان-جمشیدی ودستفان ونفرچهارم یادم نیست) را شروع کردیم تا اتاقمان را آماده کنیم.هر شب برنامه مان این بود که قادر سر به سر جمشیدی بذاره ومن ومازیار تا دیر وقت شطرنج بازی کنیم و جوک بگیم و... ومهمتر از همه بامحمد و بچه های دیگه ماست چکیده های غلامیان رو بخوریم. آخر شبم بدلیل کمبود جای خواب غلامیان با متکا و پتویش میرفت اتاق ۲۷ پیش دهخدایی و فاتحی. علیرغم همه این مزاحمتها طلبکارم بودیم و کل کل هم داشتیم. درهمین جا به نمایندگی از مازیار و قادر طلب حلالیت میکنم.                                ولادت باب الحوائج حضرت امام موسی بن جعفر (ع) مبارکباد
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 0:4  توسط حسین اسدیان  | 

نوروز سال ۱۳۸۵ به اتفاق خانواده ام وچند تن از اقوام به خوزستان رفتیم. خرمشهر و آبادان و شوش و دزفول و اندیمشک و بالاخره اهواز. شهری که پر بود از خاطرات خوب و دوست داشتنی. یک روز صبح زود بهمراه پسرم آریا که الآن ۹ ساله است برای تجدید خاطراتم گشتی در بیشتر نقاط شهر زدم. دلم خیلی گرفت به این نتیجه رسیدم که شهر همیشه دوست داشتنی اهواز با همان دوستان سابق وِ همان حال و هوا در ذهنم ماندگار است.حالا دیگه هممون تو اهواز نیستیم ولی به کمک این وبلاگ میتونیم حتی برای لحظه ای به گذشته سفر کنیم ودوستیها را ماندگار کنیم. خداوند بزرگ پشت وپناه همتون.
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 21:43  توسط حسین اسدیان  |