تبليغاتX
دانشجويان پزشكی ورودی 68 اهواز

دانشجويان پزشكی ورودی 68 اهواز

دوستان سلام.

نمی دونم کسی این مطلب را تا ۲۲ آبان خواهد دید یا نه! 

داستان این وبلاگ نویسی ما هم مثل بقیه کارهامون شده.

این هم از خصوصیات شست و هشتی های اهواز است دیگر. یهو تب می کنن و استاد عوض می کنن یا اینکه از اونور بام میافتن و هر کی هر چی بگه جیک نمی زنن.

مقدمه طولانی تر از ذی المقدمه شد!!

غرض این است که بگم ما تصمیم گرفتیم یک بار دیگر دور هم جمع بشیم. ما یعنی احتمالاْ فقط چهار پنج نفر! چون معلوم نیست هر کدوم از بچه ها الآن در چه حالی هستند. رضا علمایی و نوروزی از دو هفته قبل با پیامک اطلاع رسانی کرده اند. قرار بود من هم در اینجا بنویسم. ولی چون خودم هم جزو میزبانان هستم اصلاْ به صلاح نبود که زودتر اطلاعیه بدم. یه وقت دیدی بر و بچه ها از کانادا و آمریکا خواستند بیان.

دوستان وعده ما

ظهر جمعه ۲۲ آبان ۱۳۸۸

پارک جنگلی لویزان

(همون جای قبلی)

 

میزبانان:

خودم و حسین اسدیان و مجید بهروزی نیا

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 10:38  توسط حمیدرضا (مازیار) قشقائی  | 

در هنگام اپيدمي جهاني يك بيماري، امكان عدم تماس با عامل آن بيماري تقريباً غيرممكن است در حالي كه امكان پيشگيري از ابتلاء به آن وجود دارد.
هنگامي كه هنوز سالم هستيد و بدن شما علائمي از ابتلاء به آنفولانزاي نوع A را نشان نمي‌دهد، رعايت چند دستورالعمل ساده از ابتلاء به بيماري و يا توسعه آن جلوگيري مي‌نمايد.
تنها راه ورود ويروس آنفولانزاي نوع A از طريق دهان يا بيني مي‌باشد. براي پيشگيري از بيماري كافيست نكات زير را رعايت نمایيد:

۱)      در هنگام مواجهه با بیماران و یا در مکان هایی که رفت و آمد افراد زیاد است، از ماسک های جراحی نوع سخت استفاده کنید.
۲)       دست هاي خود را چندين بار در روز بشویيد.
۳)      هيچيك از اجزاء صورت خود را لمس نكنيد و در مقابل اين وسوسه مقاومت نمایيد. (مگر براي خوردن، نوشيدن، شستشو و ساير امور ضروري)
۴)      دوبار در روز با آب نمك ولرم قرقره نمایيد (مي‌توانيد از محلول ليسترين نيز استفاده نمایيد.) ويروس آنفولانزاي نوع A از هنگام ورود از طريق دهان يا بيني به مدت ۲ الي ۳ روز در گلو باقي‌مانده و همانجا تكثير مي‌شود. با قرقره محلول هاي ضد‌عفوني كننده مانند آب نمك يا ليسترين مي‌توانيد از تكثير ويروس و ابتلاء به بيماري جلوگيري نمایيد. اين توصيه ساده را بي‌اهميت تلقي نکنید.
۵)      همانند بند ۳، بيني خود را نيز حداقل يك بار در روز با آب نمك شستشو دهید. اين موضوع ممكن است براي برخي افراد كمي مشكل بنظر برسد اما با كمي تمرين موفق خواهيد شد.
۶)      مصونيت خود را از طريق مصرف غذاها و ميوه‌هاي حاوي ويتامين C افزايش دهيد. چنانچه ناچار به مصرف قرص هاي ويتامين C مي‌باشيد، از وجود روي (Zinc) در آنها اطمينان حاصل کنید.
۷)      هرچه مي‌توانيد مايعات گرم مانند چاي،‌ قهوه و .... بنوشيد. اثر نوشيدن مايعات گرم مشابه قرقره نمودن آب نمك اما به صورت معكوس مي‌باشد. با قرقره نمودن، ويروس را از بدن خارج مي‌نمایيم و با نوشيدن مايعات گرم، ويروس را به داخل معده انتقال مي‌دهيم كه در آنجا امكان تكثير ندارد.
پيشنهاد مي‌كنم اين دستورالعملها را براي سايرين ليست نمایيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 11:42  توسط حمیدرضا (مازیار) قشقائی  | 

درباره آنفلوانزای نوپدید هفته پیش مطالبی نوشتم که منبع اطلاعاتش کتاب بازپدیدی و نوپدیدی بیماریها جلد چهارم نوشته دکتر حسین حاتمی و مرجع بازآموزی کلاسهای آنفلوانزا است.

 اما مطلبی که الآن می خواهم بنویسم از تجارب شخصی و مطالب عمومی طبی است. دوستان شاید بارها و بارها برای رفع سریع درد و تب بیماران به آمپول های کورتون از قبیل دگزامتازون متوسل شده اند. در واقع خود بیماران دوست دارند با یک آمپول بهبود پیدا کنند و چون مسکن های تزریقی عموماْ عوارض جبران ناپذیری دارند بسیاری از پزشکان کورتون ها را انتخاب می کنند.

من خودم یک بار حدود ده سال قبل یک تجربه ناگوار از تزریق کورتون در یک بیمار مبتلا به آبله مرغان داشتم که کار به بستری در بیمارستان کشید. از آن زمان به بعد به هیچ وجه برای بیماران تب دار و بدحال مشکوک به آنفلوانزا و آبله مرغان کورتون تجویز نکرده ام. اما همکاران زیادی را می بینم که بی هیچ ترسی این داروها را تجویز می کنند.

در جریان آنفلوانزای نوپدید این قضیه بسیار چشمگیر است. تمام بیماران بدحال میتلا به آنفلوانزا که از نزد پزشکان دیگر به من مراجعه می کنند و بیماریشان بسیار پیشرفته شده و یا بیشتر از دو هفته طول کشیده بدون استثنا در تاریخچه خود تزریق کورتون در همان روز اول یا دوم بیماری را دارند. حتی یک مورد مرگ در اثر تزریق مکرر کورتون به بیمار آنفلوانزایی ر ا سراغ دارم. در مقابل می بینم که تمام بیمارانی که در برابر وسوسه کورتون مقاومت کرده اند و حتی با وجود تجویز پزشکشان کورتون مصرف نکرده اند بعد از دو سه روز به تدریج بهبود یافته اند.

از تمام دوستان عزیز و همکاران خوبم و نیز از کسانی که این وبلاگ را می خوانند تقاضا می کنم مردم را درباره عوارض جدی ضعف سیستم ایمنی ناشی از کورتون به ویژه در بیماری آنفلوانزا و آبله مرغان آگاه کنند و از تسلیم در برابر وسوسه بیماران بی خبر و عجول خود داری کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 9:58  توسط حمیدرضا (مازیار) قشقائی  | 

دوستان و خوانندگان عزیز سلام

موضوع روز همانطور که همه می دانید آنفلوانزا است. ویروس آنفلوانزا همیشه بوده است و همه ما هم شاید هر سال به آن مبتلا شده ایم. این بار ویروس آنفلوانزا به فرم جهش یافته اش ولی با همان علایم همیشگی به صورت پاندمی ظهور کرده است. با توجه به تجارب دوسه سال اخیر در جهان درباره آنفلوانزای پرندگان (A(H5N1 که حدود ۶۰٪ مرگ و میر داشته است ترس و وحشت عمومی از شیوع یک همه گیری آنفلوانزا مانند سال ۱۹۱۸ که باعث مرگ حدود ۴۰ میلیون نفر در سراسر دنیا شد بسیار بالا است. اما بر خلاف انتظار این بار این آنفلوانزای پرندگان نبود که همه گیر شد. بلکه گونه جهش یافته ای از همان ویروس سال ۱۹۱۸ یعنی  (A(H1N1 با عبور بی سر و صدا از پنج فاز همه گیری گذشت و به فاز ششم رسید و بعد از نود سال بار دیگر باعث پاندمی شد. خوشبختانه میزان مرگ و میر این گونه جدید بسیار اندک و در حد نیم درصد است. با این حال به دلیل تبلیغات فراوان و اطلاع رسانی بسیار درباره این بیماری ترس عمومی جامعه فراتر از حد انتظار است. به طوری که وقتی به مردم می گوییم دچار آنفلوانزا شده اند بسیار برایشان عجیب است. در واقع خیلی از مردم فکر می کنند ابتلا به این بیماری مترادف با بستری شدن و عوارض جدی و مرگ و میر بالا است. در صورتی که این بیماری در کنار گونه قدیمی و فصلی همین ویروس علایم بسیار مشابهی ایجاد می کند و تا حدود ۸۰٪ موارد ابتلای به آنفلوانزا در آمریکای شمالی و مرکزی در سال جاری از همین گونه جدید بوده است. در واقع آمارهای بهداشتی موجود صرفاْ شامل بیمارانی می شود که بسیار بدحال بوده اند و کارشان به بیمارستان کشیده و تست های دقیق آزمایشگاهی تشخیص آنها را مسجل کرده است.

بنابراین شاید بهتر باشد که از نگرانی مردم در این زمینه کم کنیم.

اما نکته بسیار بسیار مهم در این زمان هشدار بسیار جدی درباره احتمال گذر ویروس مهلک آنفلوانزای پرندگان از فاز سوم و ورود آن به فاز بعدی یعنی انتقال از انسان به انسان است. اگر این اتفاق بیافتد که تجربه نشان داده است که بالاخره خواهد افتاد با توجه به سیر شیوع آنفلوانزای فعلی وضعیت بحران غیر قابل کنترل خواهد بود. کشورهای دنیا لازم است که همه به فکر تهیه واکسنی برای آن نوع خاص بیماری باشند تا شاید بتوان از تلفات آینده پیش گیری کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 13:18  توسط حمیدرضا (مازیار) قشقائی  | 

روز پنج شنبه هفته پیش توی درمانگاه نشسته بودم و مشغول دیدن بیمارها بودم. مسوول پذیرش زنگ زد و گفت: «دکتر آقای جباری رو می شناسی؟» قبل از اینکه من حرفی بزنم ادامه داد: «می گه از مریض هاتونه و برات سوغاتی آورده. می فرستمش تو»

من همچنان داشتم فکر می کردم این آقا کیه؟ سرم انقدر شلوغ بود که تمایلی به تفکر بیشتر نداشتم. یه لحظه که در باز شد دیدم یه آقای میانسال قد بلند کت شلوار پوش با سر نیمه طاس و چهره خندان از بین مردم می خواد بیاد تو. اما خودش با دست تکان دادن و خندیدن گفت که بعد از خارج شدن بیمارم میاد. من هم کار بیمارم را انجام دادم و تا اون رفت بیرون این دوست ناشناس آمد تو. هر چی فکر کردم یادم نیامد که ایشان را دیده باشم. به هر حال از روی ادب سلام و احوالپرسی کردم. با لهجه غلیظ آذری ادامه داد:

«آقای دکتر پس چرا تشریف نیاوردین سرعین؟» من هاج و واج فقط با لبخند سری تکان دادم. در واقع او مهلت نمی داد که من چیزی بگم. «من پارسال با آقای علیزاده(؟!!) خدمت رسیده بودم و شما به من گفتی برات عسل بیارم. من خودم رفتم از توی کوه ها از خود تولید کننده اش برات گرفتم و آوردم...» در همین حال هم یک کارتن را گذاشت رو میز جلوی من و بدون فوت وقت ریسمان پلاستیکی اش را باز کرد و از توش یک قاب چوبی داخل یک کیسه نایلون دراورد که توش عسل با موم  بود و به زور از من خواست که بو و رنگش را ببینم و در همین حال داشت حرف می زد و من هم همانطور هاج و واج فقط از دستوراتش تبعیت می کردم. بعد هم خودش کارتن را برداشت و گذاشت روی ترازوی بیمار. دیدم هفت کیلو است. ولی او گفت هشت کیلو. تازه کلی از وزنش مال چوبهاش بود. یواش یوواش داشتم از قضیه سر در می آوردم ولی همانطور با رعایت ادب ادامه دادم. «آقا واقعاً شرمنده کردید. من خیلی از شما ممنونم. اما چقدر بابت این باید تقدیم کنم؟» بعد از کلی تعارف و جان من نمی شه و قابلی نداره گفت: «والله من خودم کیلویی بیست و پنج هزار تومن خریدم. قابل شما رو هم نداره»

شاید باورتان نشود. ولی با شنیدن جواب من که «ببخشید من اصلاً روی این قضیه حساب نکرده بودم» در عرض دو ثانیه خداحافظی کرد و رفت!!!

این هم از سوغات

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 12:58  توسط حمیدرضا (مازیار) قشقائی  |