X
تبلیغات
دانشجويان پزشكی ورودی 68 اهواز
آقایان و خانم ها

این بنده کمترین یک سال و اندی است که در وادی رزیدنتی افتاده و از اکناف عالم دور مانده ام. نمی دانم بقیه دوستان را چه شده که قلم ها را غلاف کرده اند.

هل من ناصر؟!!

یادتان باشد که این وبلاگ برای بعضی از دوستان حکم همان صندلی های پشت دانشکده را دارد که می نشستیم تا ببینیم چه دوستی از آنجا گذر می کند.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392ساعت 23:4 توسط حمیدرضا (مازیار) قشقائی |


با کسب اجازه از دوستان فیس بوکی
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت 19:41 توسط سهراب ربیعی |

سلام به دوستانی که هنوز هم به اینجا سر می زنن.

مدتی پیش یک ای میل از خانم دکتر پدیده بهروزان دریافت کردم. نام ایشان در لیست قبولیهای 68 اهواز بود ولی خبری ازشان نداشتم. خودشان لطف کردند و ای میل بنده را پیدا کردند و مشخص شد که خانم دکتر همان روزهای اول مهر 68 برای تحصیل در پزشکی به دانشگاه آزاد تهران آمده اند. در حال حاضر ایشان متخصص داخلی هستند. همسر ایشان هم دکتر فرهاد شاهی متخصص داخلی و فوق هماتولوژی و یکی دیگر از بچه های 68 اهواز است که ایشان هم در مهر 68 به دانشگاه آزاد تهران آمده اند. نفر سوم از انتقالی های اهواز به دانشگاه آزاد هم دوست دیگرمان دکتر پیام نوروزی بودند. من و بهنام و جعفر در اردوی ابتدای سال تحصیلی، فرهاد شاهی و پیام نوروزی را دیده بودیم و از رفتنشان به دانشگاه آزاد خبر داشتیم. 

بالاخره این وبلاگ گاهی اوقات به درد می خورد. می گید نه این هم از دلایلش!!

عزت زیاد

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1391ساعت 11:47 توسط حمیدرضا (مازیار) قشقائی |

سلام.

داشتم یه نگاهی به خاطرات سال 1375 یعنی آخرین ماه های اینترنی می انداختم که به یک مطلب کوتاه ولی گویا برخوردم:

جمعه 26 بهمن 1375

.... تا ساعت هشت شب کشیک (اورژانس بیمارستان امام) ایستادم. بعد تا ساعت یازده شب استراحت کردم و آخر شب با آمبولانس آمدم خانه.

امشب مشغول خواندن برای امتحان فارماکولوژی بودم. من و رائد(نوحه خوان) و بهنام(رحمدل) و روزبه(والی زاده) یک جزوه داریم و مشغول خواندن از روی آن هستیم.


دوشنبه 29 بهمن 1375

.... این دو روز آخر بخش اورژانس کشیک ما چهار نفره است و دو به دو تقسیم کردیم. بنابراین من ساعت 7 کشیک را به بهنام دادم و آمدم توی شهر گشتی زدم و یک کتاب آواشناسی خریدم. همینطور نوار باران عشق. بعد برای شام رفتم گلستان و آمدم خانه. امشب مشغول خواندن فارماکولوژی بودم. جزوه ما خاطرخواه جدید پیدا کرده. از جمله جعفر(محمدخانی) و مهدی شادمانی هستند. خدا می داند هر تکه جزوه دست چه کسی است!


به نظر شما نکته های جالب این خاطره چه چیزهایی هستند؟


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 8:29 توسط حمیدرضا (مازیار) قشقائی |



بعد بگید من توی همایش چهارم آذر نبودم






در عکس ذیل هم که مشاهده میفرمایید عکس اینجانب بعنوان مرحوم بر روی دیوار
نصب شده است
پس من جضور داشتم
لطفا گیر ندید:

+ نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390ساعت 23:46 توسط سهراب ربیعی |

به نام خالق يكتا. سرانجام لحظه ديدار فرا رسيد و دوستان ديرينه پس از ساليان سال گرد هم آمدند و دفتر خاطرات شيرين گذشته  را مرور كردند. به سهم خويشتن از همه آنها كه در هجوم گرفتاريها و كارهاي روزمره آمدند بخصوص دوستاني كه از راه دور قدم رنجه فرمودند سپاسگزارم. از آقايان دكتر پيمان رحماني-دكتربهروز رضايي-دكتر محمد رضا كريمي و دكتر شاپور ملكي كه هزينه پذيرايي را متقبل شدند و نيز از زحمات آقاي دكتر مجيد بهروزي نيا و دكتر مازيار قشقايي در برگزاري اين محفل تشكر ميشود. ضمنا از آقاي دكتر حسين صباغ هم ممنونم كه به عزم حضور  روانه شدند ليكن به دليل گرفتار شدن و توقف در برف جاده توفيق ديدار ايشان حاصل نشد. اسامي بزرگواراني كه آمدند در ادامه مطلب درج شده است. به اميد ديدار مجدد يكايك دوستان 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 13:48 توسط رضا علمایی |

با سلام و تبریک عید سعید غدیر خم و با تشکر از یکایک دوستانی که تماس گرفته اند اسامی کسانی که تاکنون حضور خود را اعلام کرده اند به شرح ذیل میباشد. ضمنا متذکر میگردد که با عنایت به محدودیت مکانی و اختصاص برنامه به خود همکاران خواهشمند است در صورت معذوریت جهت آوردن همراه قبلا هماهنگ فرمایید. اسامی در ادامه مطلب  میباشد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 10:0 توسط رضا علمایی |

با سلام برنامه قطعی همایش پزشکی 68 اهواز اعلام میگردد:

زمان:ظهر جمعه 4آذر ماه ساعت 11 الی 14/30

مکان: تهران شهرک غرب بلوار فرحزادی بیمارستان آتیه طبقه هشتم سالن اجتماعات مروارید بیمارستان

لطفا حضور قطعی خودتان را به آقای دکتر علمای اعلام نمایید

همکنون نیازمند حضور سبزتان هستیم

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت 19:6 توسط مجید بهروزی نیا |

کسانی که می آیند:

1-دکتر علمایی

2-دکتر بهروزی نیا

3-دکتر قشقایی

4-دکتر رییس پور

5-دکتر فرید جمال

6-دکتر شاپور ملکی

7-دکتر دهخدایی

8-دکتر بفکین

9-دکتر رحمانی

10-دکتر بهروز رضایی

11-دکتر اسدیان

12-دکتر کریمی شاپور

13-دکتر کریمی محمد رضا

14-دکتر فاتحی

15-دکتر معاشی

16-دکتر رائد نوحه خوان

17-دکتر غلامیان

18-دکتر منوچهر نظری

19-دکتر کاوه

20-دکتر بابکان

21-دکتر گلستانی

22-دکتر نوروزی

23-دکتر غیاثی

24-دکتر منشداوی

بعلاوه 26 نفر دیگه که میشه 50 نفر

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان 1390ساعت 21:40 توسط سهراب ربیعی |

با سلام خدمت هم کلاسی های قدیم 68 اهواز وپزشکان جامعه امروز ایران

امیدوارم هر جا که هستید   در زندگی فردی واجتماعی خود موفق پیروز وسعادتمندباشید  بعد گذشت یک سال با نظر دوستان تصمیم گرفته شد همایشی دیگر با حضور دوستان در تهران انجام پذیرد  بر اساس کامنت آقای دکتر ربیعی بدون احتساب خودش (که انشالله زودتر خودش را ببیند) تا تاریخ سوم آبان ماه 11 نفر اعلام آمادگی کرده اند نیمدانم برای ابراز نظر زود است یا نه ولی از جمع 200 نفره تا سوم آبان 11 نفر اعلام آمادگی کردن  کم است و امیدوارم با همت دوستان وتلاش ایشان در زمینه اطلاع رسانی به سایرین شاهد یک برنامه با شکوه تری باشیم

میدانیم همه از زندگی روزمره کمی خسته شده ایم وتلاش وافر عزیزان برای تکاثر ثروت ودارایی های معنوی ومادی روح ما را با توجه مشکلات روزمره خسته وافسرده کرده اما باز کردن یک زمان برای شرکت در این  همایش قدری انبساط خاطر برای همه ما می باشد  فقط قدری همت  می خواهد

یا علی مدد 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت 16:51 توسط مجید بهروزی نیا |

دوستان سلام.

با توجه به اینکه تعدادی از دوستان اظهار تمایل کرده اند که  در تهران گرد هم باشند لطفاْ اگر نظری در این باره دارید بنویسید. پیشنهاد نویسندگان در وبلاگ و فیس بوک 

شام  روز جمعه چهارم آذرماه 1390

 است. 

خواهش میکنم اگر  حضور خواهید داشت،


حد اکثر تا دهم آبان پیامک به دکتر سهراب ربیعی بزنید


و حضور قطعی خود را اطلاع دهید. این کار برای تهیه مناسب مقدمات کار لازم است.

عزت زیاد

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 23:52 توسط حمیدرضا (مازیار) قشقائی |

روز پزشک بر همه پزشکی


68ها مبارک.


+ نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 12:20 توسط اعظم حیدری |

با سلام به همگی 68 ها

با اجازتون این بار میخوام راجع به یک موضوع متفاوت بنویسم.وقتی عکسهای همکلاسی ها رو از دوران دانشجویی و اکنون می بینم با وجود اینکه عکسهای قدیمی خاطرات ما رو زنده میکنه اما بنظرم قیافه وظاهر همکلاسی ها نسبت به قبل خیلی بهتر شده در حالی که باید دوران جوانی بهتر میبود.شما چی فکر میکنید؟

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390ساعت 23:28 توسط اعظم حیدری |

نفسهای آخر؟

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مرداد 1390ساعت 5:28 توسط سهراب ربیعی |

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم تیر 1390ساعت 7:55 توسط سهراب ربیعی |

اسنادمنتشرنشده بختیاری درانقلاب مشروطه(7)

نامه ابراهیم خان ضرغام السلطنه به ملت ایران

ابراهیم خان ضرغام السلطنه بختیاری نخستین فاتح اصفهان است، وی که مردی درویش مسلک بود و اعتقادات مذهبی عمیقی داشت با تعداد 110سوار بختیاری( به نیت نام امام علی به حروف ابجد ) وبرادرن خود از قریه فرادنبه به قصد فتح اصفهان خارج شد و توانست قوای دولتی را شکست داده و حاکم مستبد اصفهان را به کنسولگری انگلیس فراری دهد .

یک هفته پس از تسخیر اصفهان صمصام السلطنه بختیاری نیز با سپاهی بزرگتر وارد شهر شد و ضرغام السلطنه با توجه به رسوم ایلیاتی و حفظ حرمت بزرگتر اداره شهر را به ایشان سپرد.

ضرغام السلطنه همچنان با سواران خود در کنار سایر مشروطه خواهان باقی ماند و زمانی که چند ماه بعد سردار اسعد بختیاری با سپاهی گران عازم فتح تهران شد ضرغام السلطنه نیز با فاصله در پی ایشان به تهران آمد 0

محمدعلیشاه در روزهای آغاز نبرد خود با مجاهدین بختیاری و شمال امیدوار به شکست دادن آنها بود اما وقتی خبر نزدیک شدن نیروهای کمکی ضرغام السلطنه را به تهران شنید امید خود در پیروزی بر مشروطه خواهان را به یکباره از دست داد و تخت و تاج خود را وانهاد و به سفارت روسیه پناه برد .

پسر بزرگ ضرغام السلطنه یکی از دهها شهید اردوی بختیاری بود که در نبردهای مشروطه قربانی راه آزادی شد ضرغام السلطنه پس ازفتح تهران چند ماهی در پایتخت باقی ماند اما درویش مسلکی وخلق و خوی ایلیاتی اش مانع از آن می شد تا بهره ای از این پیروزی ببرد، لذا چون اعتقاد عمیقی به حاکمیت مجلس ملی و مشروطیت داشت ، برای کسب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390ساعت 16:54 توسط سهراب ربیعی |


+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم تیر 1390ساعت 14:29 توسط سهراب ربیعی |

    سؤال امتحان نهايي فيزيك دانشگاه كپنهاگ: چگونه مي‌توان با يك فشارسنج ارتفاع يك آسمان‌خراش را محاسبه كرد؟


پاسخ يك دانشجو: " يك نخ بلند به گردن فشارسنج مي‌بنديم و آن را از سقف ساختمان به سمت زمين مي‌فرستيم. طول نخ به



ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390ساعت 11:18 توسط سهراب ربیعی |



سلام

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 11:50 توسط سهراب ربیعی |

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 11:40 توسط سهراب ربیعی |

 

ابزار چت روم

چت روم