ایا کسی خبری را که اقای ابراهیم زاده در نظرات همایش در مورد فوت مصطفی مهدیزاده داده است تایید میکند؟
نمی دونم کسی این مطلب را تا ۲۲ آبان خواهد دید یا نه!
داستان این وبلاگ نویسی ما هم مثل بقیه کارهامون شده.
این هم از خصوصیات شست و هشتی های اهواز است دیگر. یهو تب می کنن و استاد عوض می کنن یا اینکه از اونور بام میافتن و هر کی هر چی بگه جیک نمی زنن.
مقدمه طولانی تر از ذی المقدمه شد!!
غرض این است که بگم ما تصمیم گرفتیم یک بار دیگر دور هم جمع بشیم. ما یعنی احتمالاْ فقط چهار پنج نفر! چون معلوم نیست هر کدوم از بچه ها الآن در چه حالی هستند. رضا علمایی و نوروزی از دو هفته قبل با پیامک اطلاع رسانی کرده اند. قرار بود من هم در اینجا بنویسم. ولی چون خودم هم جزو میزبانان هستم اصلاْ به صلاح نبود که زودتر اطلاعیه بدم. یه وقت دیدی بر و بچه ها از کانادا و آمریکا خواستند بیان.
دوستان وعده ما
ظهر جمعه ۲۲ آبان ۱۳۸۸
پارک جنگلی لویزان
(همون جای قبلی)
میزبانان:
خودم و حسین اسدیان و مجید بهروزی نیا
هنگامي كه هنوز سالم هستيد و بدن شما علائمي از ابتلاء به آنفولانزاي نوع A را نشان نميدهد، رعايت چند دستورالعمل ساده از ابتلاء به بيماري و يا توسعه آن جلوگيري مينمايد.
تنها راه ورود ويروس آنفولانزاي نوع A از طريق دهان يا بيني ميباشد. براي پيشگيري از بيماري كافيست نكات زير را رعايت نمایيد:
۱) در هنگام مواجهه با بیماران و یا در مکان هایی که رفت و آمد افراد زیاد است، از ماسک های جراحی نوع سخت استفاده کنید.
۲) دست هاي خود را چندين بار در روز بشویيد.
۳) هيچيك از اجزاء صورت خود را لمس نكنيد و در مقابل اين وسوسه مقاومت نمایيد. (مگر براي خوردن، نوشيدن، شستشو و ساير امور ضروري)
۴) دوبار در روز با آب نمك ولرم قرقره نمایيد (ميتوانيد از محلول ليسترين نيز استفاده نمایيد.) ويروس آنفولانزاي نوع A از هنگام ورود از طريق دهان يا بيني به مدت ۲ الي ۳ روز در گلو باقيمانده و همانجا تكثير ميشود. با قرقره محلول هاي ضدعفوني كننده مانند آب نمك يا ليسترين ميتوانيد از تكثير ويروس و ابتلاء به بيماري جلوگيري نمایيد. اين توصيه ساده را بياهميت تلقي نکنید.
۵) همانند بند ۳، بيني خود را نيز حداقل يك بار در روز با آب نمك شستشو دهید. اين موضوع ممكن است براي برخي افراد كمي مشكل بنظر برسد اما با كمي تمرين موفق خواهيد شد.
۶) مصونيت خود را از طريق مصرف غذاها و ميوههاي حاوي ويتامين C افزايش دهيد. چنانچه ناچار به مصرف قرص هاي ويتامين C ميباشيد، از وجود روي (Zinc) در آنها اطمينان حاصل کنید.
۷) هرچه ميتوانيد مايعات گرم مانند چاي، قهوه و .... بنوشيد. اثر نوشيدن مايعات گرم مشابه قرقره نمودن آب نمك اما به صورت معكوس ميباشد. با قرقره نمودن، ويروس را از بدن خارج مينمایيم و با نوشيدن مايعات گرم، ويروس را به داخل معده انتقال ميدهيم كه در آنجا امكان تكثير ندارد.
پيشنهاد ميكنم اين دستورالعملها را براي سايرين ليست نمایيد.
اما مطلبی که الآن می خواهم بنویسم از تجارب شخصی و مطالب عمومی طبی است. دوستان شاید بارها و بارها برای رفع سریع درد و تب بیماران به آمپول های کورتون از قبیل دگزامتازون متوسل شده اند. در واقع خود بیماران دوست دارند با یک آمپول بهبود پیدا کنند و چون مسکن های تزریقی عموماْ عوارض جبران ناپذیری دارند بسیاری از پزشکان کورتون ها را انتخاب می کنند.
من خودم یک بار حدود ده سال قبل یک تجربه ناگوار از تزریق کورتون در یک بیمار مبتلا به آبله مرغان داشتم که کار به بستری در بیمارستان کشید. از آن زمان به بعد به هیچ وجه برای بیماران تب دار و بدحال مشکوک به آنفلوانزا و آبله مرغان کورتون تجویز نکرده ام. اما همکاران زیادی را می بینم که بی هیچ ترسی این داروها را تجویز می کنند.
در جریان آنفلوانزای نوپدید این قضیه بسیار چشمگیر است. تمام بیماران بدحال میتلا به آنفلوانزا که از نزد پزشکان دیگر به من مراجعه می کنند و بیماریشان بسیار پیشرفته شده و یا بیشتر از دو هفته طول کشیده بدون استثنا در تاریخچه خود تزریق کورتون در همان روز اول یا دوم بیماری را دارند. حتی یک مورد مرگ در اثر تزریق مکرر کورتون به بیمار آنفلوانزایی ر ا سراغ دارم. در مقابل می بینم که تمام بیمارانی که در برابر وسوسه کورتون مقاومت کرده اند و حتی با وجود تجویز پزشکشان کورتون مصرف نکرده اند بعد از دو سه روز به تدریج بهبود یافته اند.
از تمام دوستان عزیز و همکاران خوبم و نیز از کسانی که این وبلاگ را می خوانند تقاضا می کنم مردم را درباره عوارض جدی ضعف سیستم ایمنی ناشی از کورتون به ویژه در بیماری آنفلوانزا و آبله مرغان آگاه کنند و از تسلیم در برابر وسوسه بیماران بی خبر و عجول خود داری کنند.
موضوع روز همانطور که همه می دانید آنفلوانزا است. ویروس آنفلوانزا همیشه بوده است و همه ما هم شاید هر سال به آن مبتلا شده ایم. این بار ویروس آنفلوانزا به فرم جهش یافته اش ولی با همان علایم همیشگی به صورت پاندمی ظهور کرده است. با توجه به تجارب دوسه سال اخیر در جهان درباره آنفلوانزای پرندگان (A(H5N1 که حدود ۶۰٪ مرگ و میر داشته است ترس و وحشت عمومی از شیوع یک همه گیری آنفلوانزا مانند سال ۱۹۱۸ که باعث مرگ حدود ۴۰ میلیون نفر در سراسر دنیا شد بسیار بالا است. اما بر خلاف انتظار این بار این آنفلوانزای پرندگان نبود که همه گیر شد. بلکه گونه جهش یافته ای از همان ویروس سال ۱۹۱۸ یعنی (A(H1N1 با عبور بی سر و صدا از پنج فاز همه گیری گذشت و به فاز ششم رسید و بعد از نود سال بار دیگر باعث پاندمی شد. خوشبختانه میزان مرگ و میر این گونه جدید بسیار اندک و در حد نیم درصد است. با این حال به دلیل تبلیغات فراوان و اطلاع رسانی بسیار درباره این بیماری ترس عمومی جامعه فراتر از حد انتظار است. به طوری که وقتی به مردم می گوییم دچار آنفلوانزا شده اند بسیار برایشان عجیب است. در واقع خیلی از مردم فکر می کنند ابتلا به این بیماری مترادف با بستری شدن و عوارض جدی و مرگ و میر بالا است. در صورتی که این بیماری در کنار گونه قدیمی و فصلی همین ویروس علایم بسیار مشابهی ایجاد می کند و تا حدود ۸۰٪ موارد ابتلای به آنفلوانزا در آمریکای شمالی و مرکزی در سال جاری از همین گونه جدید بوده است. در واقع آمارهای بهداشتی موجود صرفاْ شامل بیمارانی می شود که بسیار بدحال بوده اند و کارشان به بیمارستان کشیده و تست های دقیق آزمایشگاهی تشخیص آنها را مسجل کرده است.
بنابراین شاید بهتر باشد که از نگرانی مردم در این زمینه کم کنیم.
اما نکته بسیار بسیار مهم در این زمان هشدار بسیار جدی درباره احتمال گذر ویروس مهلک آنفلوانزای پرندگان از فاز سوم و ورود آن به فاز بعدی یعنی انتقال از انسان به انسان است. اگر این اتفاق بیافتد که تجربه نشان داده است که بالاخره خواهد افتاد با توجه به سیر شیوع آنفلوانزای فعلی وضعیت بحران غیر قابل کنترل خواهد بود. کشورهای دنیا لازم است که همه به فکر تهیه واکسنی برای آن نوع خاص بیماری باشند تا شاید بتوان از تلفات آینده پیش گیری کرد.
من همچنان داشتم فکر می کردم این آقا کیه؟ سرم انقدر شلوغ بود که تمایلی به تفکر بیشتر نداشتم. یه لحظه که در باز شد دیدم یه آقای میانسال قد بلند کت شلوار پوش با سر نیمه طاس و چهره خندان از بین مردم می خواد بیاد تو. اما خودش با دست تکان دادن و خندیدن گفت که بعد از خارج شدن بیمارم میاد. من هم کار بیمارم را انجام دادم و تا اون رفت بیرون این دوست ناشناس آمد تو. هر چی فکر کردم یادم نیامد که ایشان را دیده باشم. به هر حال از روی ادب سلام و احوالپرسی کردم. با لهجه غلیظ آذری ادامه داد:
«آقای دکتر پس چرا تشریف نیاوردین سرعین؟» من هاج و واج فقط با لبخند سری تکان دادم. در واقع او مهلت نمی داد که من چیزی بگم. «من پارسال با آقای علیزاده(؟!!) خدمت رسیده بودم و شما به من گفتی برات عسل بیارم. من خودم رفتم از توی کوه ها از خود تولید کننده اش برات گرفتم و آوردم...» در همین حال هم یک کارتن را گذاشت رو میز جلوی من و بدون فوت وقت ریسمان پلاستیکی اش را باز کرد و از توش یک قاب چوبی داخل یک کیسه نایلون دراورد که توش عسل با موم بود و به زور از من خواست که بو و رنگش را ببینم و در همین حال داشت حرف می زد و من هم همانطور هاج و واج فقط از دستوراتش تبعیت می کردم. بعد هم خودش کارتن را برداشت و گذاشت روی ترازوی بیمار. دیدم هفت کیلو است. ولی او گفت هشت کیلو. تازه کلی از وزنش مال چوبهاش بود. یواش یوواش داشتم از قضیه سر در می آوردم ولی همانطور با رعایت ادب ادامه دادم. «آقا واقعاً شرمنده کردید. من خیلی از شما ممنونم. اما چقدر بابت این باید تقدیم کنم؟» بعد از کلی تعارف و جان من نمی شه و قابلی نداره گفت: «والله من خودم کیلویی بیست و پنج هزار تومن خریدم. قابل شما رو هم نداره»
شاید باورتان نشود. ولی با شنیدن جواب من که «ببخشید من اصلاً روی این قضیه حساب نکرده بودم» در عرض دو ثانیه خداحافظی کرد و رفت!!!
این هم از سوغات
ریگ آموی و درشتی راه او زیر پایم پرنیان آید همی
آب جیحون از نشاط روی دوست خنگ ما را تا میان آید همی
ای بخارا! شاد باش و دیر زی میر زی تو شادمان آید همی
میر ماه است و بخارا آسمان ماه سوی آسمان آید همی
میر سرو است و بخارا بوستان سرو سوی بوستان آید همی
آفرین و مدح سود آید همی گر به گنج اندر زبان آید همی
علت سرودن این شعر را چنین نوشتهاند که نصر بن احمد سامانی در زمستان در بخارا اقامت میکرد و در تابستان به سمرقند یا به شهری از شهرهای خراسان میرفت. در سالی که به هرات رفته بود، بهار و تابستان را در آنجا گذرانید و به جهت خوشی هوا و فراوانی نعمتها، پاییز و زمستان را نیز در آنجا ماند و بدین سان اقامت او تا چهار سال طول کشید. سران و بزرگان که از اقامت دراز و دوری از خانواده دلتنگ شده بودند نزد رودکی آمدند و از او خواستند تا کاری کند که امیر به بخارا بازگردد. رودکی این شعر را سرود و آنگاه در مجلس امیر حاضر شد و در پردهی عشاق آغاز به خواندن کرد. چون به بیت «میر سرو است و بخارا …» رسید امیر چنان به هیجان آمد که بی کفش و جامهی سفر بر اسب نشست و رو به بخارا نهاد و تا آنجا هیچ توقفی نکرد....
براستی، چه احساسی دارید؟!!
یاد تمامی یاران ورودی ۱۳۶۸ پزشکی دانشگاه جندی شاپور اهواز، به مناسبت بیستمین سالگرد ورود آنها به دانشکده پزشکی گرامی باد.
قبل از هر چیزی از همه دوستانی که در خصوص درگذشت دو تن از اقوامم بزرگواری کرده و تسلیت گفتند تشکر میکنم و از خدا میخواهم که خودشان و خانواده اشان همیشه سلامت و شاد باشند.
متاسفانه با توجه به مشغولیت بیش از حد کاری و کنترل دو سایت تجاری و دو وبلاگ شخصی در حال حاضر توانایی ادامه نوشتن در وبلاگ۶۸ را ندارم و به امید خدا هر زمانی فرصت شد مجددا در خدمت خواهم بود. خلاصه کلام از تمام کسانیکه در این مدت از شاغلام۶۸ دلگیری داشته اندحلالیت میطلبم.
ضمنا وبلاگ خودم(قاصدک غریب) را در پیوندهای وبلاگ ثبت میکنم اگه حالی داشتید سری بزنید و از راهنماییهای خودتان مفتخرم نمایید.
ارادتمند همه شصت و هشتیها
شاغلام۶۸
اول از همه به خاطر تاخیر طولانی در به روز کردن سایت عذر می خوام. در این دو هفته هر چه سعی کردم عکس ها را روی سایت بگذارم نشد. متدسفانه دسترسی من به سایت تینی پیک میسر نمی شود. تا آن زمان فقط می توانم عکس ها را برای بچه هایی که ازشان ای میل دارم بفرستم.
مطلب دوم این است که تابلوی گفتگوی سایت ظاهراْ مشکلی پیدا کرده است. خودم چندین بار پیام نوشتم ولی ارسال نشد. از سهراب خواهش می کنم یک فکری بکند. چون فقط او به سایت تابلو دسترسی دارد.
عزیزان شست و هشتی همیشه توی هوای بهاری دچار رخوت و سستی می شوند! هنوز یاد روزهای گرم اهواز در این ایام و امتحان ها و جزوه خواندنها و جیم شدن ها می افتند. بابا جان یه خورده حرکت!! (به خودم هم می گم).
عزت زیاد
ما روز جمعه یکم خرداد باز هم دور هم جمع شدیم و جای همه شما را هم خالی کردیم. هنوز فرصت نکرده ام عکس ها را روی سایت بگذارم. برای دوستانی که حاضر بودند و کسانی که بخواهندُ تمام عکس ها را با ای میل خواهم فرستاد. بعضی از بچه ها هم که حاضر بودند ای میل نداشتند!! برای آنها هم عکس ها را روی سایت خواهم گذاشت.
تماما فارسی است و براحتی کاربری ثبت میشود و براحتی وارد میشوید
امکان ارسال عکس و نقل قول کردن و کلی چیزیای دیگر هم میتوان انجام داد.
خوبیش به اینه که گیج کننده نیست
امتحان کنید و نظر بدید
نمایی از سایت ( برای دیدن عکس کامل روی آن کلیک کنید):
عکسهایی که در این مطلب می بینید اولین گروه از عکس های من در اهواز است و همه آنها در اسفند ماه ۱۳۶۸ یعنی در آغاز ترم دوم تحصیل ما گرفته شده اند. این چهره ها را باید با الآن مقایسه کرد. اسم ها را هم نمی نویسم تا بلکه دوستان ما به حرکت وادار شوند و دست کم ما را با یادداشت هایشان مهمان کنند.
با اجازه مطلب قبلی را حذف کردم. اگر خواستید از رپیدشیر دانلود کنید می توانید از سایت زیر استفاده کنید:
برنامه ای که معرفی کرده بودم اشکالاتی داشت. از توصیه سهراب هم ممنونم.
یادم میاد در سالهای اول و دوم تحصیل ما یعنی در سالهای ۶۸ و ۶۹ به هر دانشجوی پزشکی مقداری ارز برای خرید کتاب های خارجی اختصاص داده بودند که روش دریافت آن و استفاده از آن را بعضی از بچه ها به یاد دارند. از جمله چیزهایی که با این ارز خرید می شدُ اطلس ها و تکست بوک های اریجینال بود که بعد از مدتی با پست به دست درخواست کننده می رسید.
بعضی از بچه ها هم از این ارز برای خرید کتاب و ژورنال های نسبتاْ بی ارتباط با پزشکی استفاده می کردند. مثلاْ روزبه والی زاده و جعفر محمدخانی با این ارز شماره های National Geographic Magazine را گرفته بودند. الحق والانصاف که آدم از دیدن تصاویر و مطالب زیبای این مجله متحیر می شد.
چند وقت پیش به فکرم رسید تا در کهکشان اینترنت دنبال این مجله بگردم. البته دنبال دانلود مجانی آن! وگرنه اشتراک و دریافت غیر رایگان آن که مسلماْ ممکن بود و هست. بالاخره جستجوی بنده نتیجه داد. در آدرس زیر می توانید فایلی را دانلود کنید که در آن لینک دوره کامل این مجله از ابتدا تا سال ۲۰۰۰ به صورت فایل های به اشتراک گذاشته شده بر روی سرور rapidshare نوشته شده است.
http://www.scribd.com/doc/8798954/The-Complete-National-Geographic-110-Years-Collections
این دوره در اصل به صورت ۳۱ CD و با حجم تقریبی ۱۳ گیگا بایت تهیه شده است. البته دانلود کردن از رپیدشیر خودش آدابی دارد و شما پس از دانلود چند فایل متوجه می شوید که بهترین کار خریدن اعتبار دانلود از این سرور است. چون با هر دانلود جدید این سرور شما را بیشتر در منگنه می گذارد تا این اعتبار را بخرید. این کار هزینه چندانی ندارد. فقط می ماند یک خط اینترنت پر سرعت که بنده در این باره حرفی نمی زنم!
اگر دوستان توانستند این فایل ها را بگیرند به ما هم برسانند!!
موفق باشید.
|
| |
![]() |
ناپلئون بناپارت : هنگامی که دشمنت در حال اشتباه کردن است ، در کارش وقفه نینداز . |
![]() |
آلبرت انیشتین : هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت توضیحش بدی ! |
![]() |
اسکار وایلد : همیشه دشمنانت را ببخش ، هیچ چیز بیش از این آنها را ناراحت نمیکند . |
![]() |
آلبرت انیشتین : دستهایت را برای یک دقیقه بر روی بخاری بگذار ، این یک دقیقه برای تو مانند یک ساعت میگذرد . با یک دختر خوشگل یک ساعت همنشین باش ، این یک ساعت برای تو به سرعت یک دقیقه میگذرد و این همان قانون نسبیت است ! |
![]() |
مارک تواین : بهتر است دهانت را ببندی و احمق بنظر برسی ، تا اینکه بازش کنی و همه بفهمند که واقعاً احمقی ! |
|
|
|
| |
|
| |
![]() |
ژوزف استالين : مرگ يك نفر تراژديه ، مرگ يك ميليون نفر آمار ! |
![]() |
ماهاتما گاندي : آنچنان زندگي كن گويي كه فردا خواهي مرد ، آنچنان بياموز گويي كه تا ابد زنده خواهي ماند . |
![]() |
البرت هوبارد : زندگي رو زياد جدي نگير ، چون هرگز از اون زنده بيرون نميري . |
![]() |
ژان كوكتو : ما بايد به شانس ايمان بياوريم ، تا كي ميتوانيم موفقيت كساني را كه دوستشان نداريم تفسير كنيم . |
![]() |
آيزاك آسيموف : زندگي لذتبخش است و مرگ آرامش بخش ،اين ميان انتقال رنج آور است . |
![]() |
وينستون چرچيل : پيروزي يعني توانايي رفتن از يك شكست به شكست ديگر بدون از دست دادن اشتياق |
اول اینکه برای غلامعباس کیانی عزیز آرزوی کوتاهی غم ها و فراوانی شادی ها و دست یابی به امید ها را دارم.
دوم اینکه می خواهم یک سایت دیگر برای دریافت کتاب معرفی کنم:
برای استفاده از فایل های موجود در این سایت کافی است در آن عضو شوید که کار بسیار راحتی است و هزینه ای هم ندارد. من خودم توانستم از این سایت کتابهای بسیار جالب و تخصصی را دریافت کنم. انشاء الله مورد استفاده شما قرار گیرد.
ارادتمند همه
شاغلام۶۸
به دنبال مطلب دكتر قشقايي مبني بر چاپ مقاله بد نديدم كه من هم از مقاله اي كه سه هفته پيش در ليست مقالات online first ژورنال pediatric radiology چاپ springerlike قرار گرفت، صحبت كنم.
اين ژورنال معتبرترين ژورنال راديولوژي اطفال است و مطالب اون بعدا جهت text book هاي راديولوژي استفاده ميشه.
عنوان مقاله: splenorenal fusion in a 26-month-old girl
اين مقاله رو من به كمك رييس بخش راديولوژي بيمارستان اطفال دمشق و دكتر محمد پي پل زاده نو شتيم.
تا سال 2008 فقط7 مورد از اين بيماري در جهان گزارش شده و ما هشتمين مورد را گزارش كرديم.
اميدوارم همكاران از خوندن مقاله استفاده ببرند.
سال نو بر همه شما مبارک باشد و شاد و سرافراز باشید.
خبر جدید مربوط به مقاله من در نشریه فصلنامه تاریخ ایران باستان از انتشارات دانشگاه کالیفرنیا است که در شماره پنجم این نشریه منتشر شده است. اگر دوستان به تاریخ علاقه داشته باشند می توانند این مقاله را در نشانی زیر ببینند:
http://www.iranancienthistory.com/
البته این شماره با یک سال تاخیر منتشر شده و خود مقاله دو سال پیش برای آخرین بار ویرایش شده است. منتظر متلک هایتان هستم!!
ارادتمند همیشگی همه شست و هشتی ها
حمیدرضا (مازیار) قشقایی




















